چرا امریکا بعد از بیست سال حضور نظامی از افغانستان گریخت؟ البته کسی پرسش مقدم را مطرح نمی‌کند، چرا امریکا افغانستان را اشغال کرد و بیست سال در افغانستان ماند و به تعبیر جو بایدن در این بیست سال روزی سیصد میلیون دالر هزینه کرد

 

بعد از حادثه پیچیده ۱۱ سپتمبر سال ۲۰۰۱، برنارد لوییس تاریخدان و نظریه پرداز سیاسی- امنیتی صهیونیست کتابی منتشر کرد با عنوان:What went wrong?/ چه اشتباه بود؟
در این کتاب او کوشیده است ریشه‌های تقابل اسلام و مسیحیت و مسلمانان با اروپا و امریکا را تئوریزه کند. تا شاید بتواند دلایل یا عللی برای این تقابل و رویارویی بیابد. مهمتر از موضوع کتاب عنوانی است که او انتخاب کرده بود.(۱)
اگر بپذیریم که برای انفجار برج‌های تجارت جهانی در نیویارک و حمله به پنتاگون در ۱۱ سپتمبر سال ۲۰۰۱ می‌توان چنین پرسشی را مطرح کرد. در باره سقوط کابل و گریز امریکا از افغانستان با اهمیت و حساسیت بیشتری طرح چنین پرسشی موجه به نظر می‌رسد. چرا امریکا بعد از بیست سال حضور نظامی از افغانستان گریخت؟ البته کسی پرسش مقدم را مطرح نمی‌کند، چرا امریکا افغانستان را اشغال کرد و بیست سال در افغانستان ماند و به تعبیر جو بایدن در این بیست سال روزی سیصد میلیون دالر هزینه کرد.
چرا آمد و چرا رفت؟ این آمد و رفت استثنا نبوده و نیست. چنان که جواد ظریف وزیر خارجه سابق ایران در روز یکم سپتمبر ۲۰۲۱( چهارشنبه ۱۰ سنبله) در صفحه توییتر خود همین نکته را مطرح کرد.
«خواری امریکا در افغانستان، یک قاعده است و نه استثناء
ویتنام
شوروی در افغانستان
عراق در اشغال ایران و کویت
سومالیا
بالکان
لبنان
عراق
لیبیا
سوریه
یمن
استفاده از قدرت، تنها غیر قانونی نیست، خودکشی است.
چقدر باید زمان بگذرد تا بیهوده بودن این گزاره« همه گزینه ها روی میز است» اثبات شود؟»
ظریف توانسته است تاریخ ۵۰ سال اشغال و ناکامی در منطقه خلیج فارس و نیز افریقا و بالکان را در توییتی فشرده کند.
اشغال در واقع با دو توهم ویرانگر آغاز می شود و برای مدتی تداوم پیدا می‌کند. توهم نخست عدم آشنایی اشغالگر با کشور و فرهنگ ملت اشغال شده است. به عنوان نمونه، شوروی در اشغال افغانستان و امریکا در اشغال افغانستان و عراق و صدام حسین در اشغال ایران، شناخت دقیقی از افغانستان و عراق و ایران نداشتند. این عدم شناخت را، می‌توان از زوایای مختلف بررسی کرد:
یکم: همگی در اشغال شکست خوردند و ناگزیر از خروج شدند، این نتیجه یا عاقبت اشغال دلیل روشنی بر اشتباه بودن امر اشغال است.
دوم: اسنادی که پس از اشغال در اختیار قرار دارد، اختلاف نظرها در بین شخصیت‌های سیاسی و نظامی و امنیتی دولت اشغالگر، به روشنی نشان می‌دهد که آنان تصویر روشنی از اشغال نداشته اند.
مانند داوری تونی بلر در باره تقویت صدام حسین در برابر ایران و مجاهدان افغان در برابر شوروی که از آن به عنوان اشتباه استراتژیک و فاجعه آفرین امریکا و انگلستان یاد کرده است.(۲)
سند با اهمیت دیگری که پس از اشغال عراق توسط «کمیته مطالعاتی همیلتون- بیکر» در دولت جرج بوش دوم منتشر شد. (۳) به وضوح تمام نشان می‌دهد که دولت و ارتش امریکا بدون شناخت مردم عراق و پیچیدگی‌های قومیتی و مذهبی در عراق، تصمیم به اشغال گرفتند. جورج بوش گمان می‌کرد دارد یک رسالت تاریخی- مذهبی انجام می‌دهد. صدام حسین هم در چنین واهمه‌ای اسیر بود. توهم او را در باره حمله به ایران و اشغال بیش از ۲۰ هزار کیلومتر از خاک ایران را به تفصیل در کتاب: « نقد تحریف مدرن امام خمینی»( جنگ عراق و ایران) بررسی کرده‌ام. (۴)
در واقع غیاب معرفت و حکمت و کسب منفعت، که آن هم توهم بوده است، دلیل اصلی این ویرانگری‌ها با ابعاد بسیار گسترده بوده است. نکته لطیفی در کتاب تواریخ دوم از زبان سلیمان نبی مطرح شده است. از خداوند می‌خواهد، در امر دخول و خروج به او حکمت و معرفت عنایت کند.(۵)
شاید بتوان پیام سخن سلیمان نبی را در آیه: وَقُل رَّبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَل لِّي مِن لَّدُنكَ سُلْطَانًا نَّصِيرًا ﴿الإسراء: ٨٠﴾ مشاهده کرد.
و بگو: «پروردگارا، مرا [در هر كارى‌] به طرز درست داخل كن و به طرز درست خارج ساز، و از جانب خود براى من تسلطى يارى‌بخش قرار ده.»
به تعبیر نظامی:
بر سر کاری که در ایی نخست
رخنه بیرون شدنش کن درست

روز یکشنبه ۱۵ اگست، ۲۴ اسد در تاریخ امریکا و افغانستان و منطقه خاورمیانه، روزی فراموش نشدنی است. حجم وقایعی که در این روز در فرودگاه/میدان هوایی کابل فشرده شده بود، بار سنگینی بود که از دوش ملت افغانستان که در اشغالی بیست ساله توسط امریکا سازمان داده شده بود. برداشته شد. گاه ممکن است در یک مقطع تاریخ وقایع مهمی اتفاق بیفتد. چنان که سال ۱۹۶۸ میلادی سالی استثنایی در دنیا بود. ارتش امریکا و سازمان سیا، عملیات فونیکس(ققنوس) را در ویتنام برای قتل عام مردم ویتنام سازمان دادند. در همان سال در روستای «مای لای»، به روایت امریکا ۳۴۷ نفر و به روایت ویتکنگ ها ۵۰۴ نفر مردم غیر نظامی را قتل عام کردند، بیشتر افراد سالخورده و کودکان بودند. ارتش امریکا وقتی با اعتراض افکار عمومی جهان و به ویژه اعتراض در درون امریکا روبرو شد. چهارده نفر از نظامیان امریکایی را محاکمه کرد، یک نفر به چهارماه زندان محکوم شد، همان چهار ماه را هم به مرخصی رفت و نه به زندان! در همین سال ۱۹۶۸ مارتین لوتر کینگ رهبر آزادی خواه و ضد تبعیض نژادی، در ایالت تنسی به ضرب گلوله کشته شد. ارتش سرخ بادر ماینهوف در المان تشکیل شد. ارتش ایرلند شمالی شکل گرفت، مردم فرانسه در قیامی عمومی به خیابان ها آمدند. تمام این وقایع در ظرف یک سال در ظرف زمان گنجانده شدند، اما روز ۱۵ اگست ۲۰۲۱ به تنهایی سنگینی و اهمیتی ویژه داشت. امریکا و ناتو در برابر مقاومت بیست ساله یک ملت، ناگزیر از خروج و یا اخراج و بلکه فرار شدند.

 


اشاره: افغانستان شکست امپراتوری …. عنوان کلی سلسله مقالاتی از سید عطاالله مهاجرانی نظریه پرداز سیاسی ایرانی است، این مقالات با ذکر نام و منبع آن در خبرگزاری همدم نیوز منتشر می‌شود. باید گفت که مطالب مطروحه در مقالات آقای مهاجرانی دیدگاه خبرگزاری نبوده و به شخص ایشان بر می‌گردد.

این خبر را برای دوستانتان روان کنید:

Facebook
Twitter
LinkedIn
Telegram
WhatsApp
Email

پربازدیدترین‌ها

دیدگاه ها

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.