طالبان سندی موسوم به «انکشاف ملی» را معرفی کردهاند؛ برنامهای پنجساله که به گفتهی سخنگوی این گروه، مسیر حکومتداری، امنیت، اقتصاد و خدمات عامه را در چارچوبی واحد ترسیم خواهد کرد. ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان، روز سهشنبه (۴ سنبله) گفت که این سند شامل سه رکن اصلی و چندین برنامه ملی است و نهادی مرکزی برای هماهنگی آن تعیین خواهد شد.
اما این پرسش اساسی همچنان باقیست: آیا حکومتی که زنان را از آموزش و کار محروم کرده، از مشروعیت جهانی بیبهره است، دسترسیاش به منابع مالی پایدار قطع شده و متخصصان را از ادارات کنار زده، میتواند چنین برنامهای را عملی سازد؟
تفاوت با استراتژیهای گذشته
افغانستان در دو دهه گذشته اسناد مشابه زیادی داشته است، بهویژه در دوران جمهوریت که «استراتژی انکشاف ملی» با اهداف کلان و ستونهای مشابه تدوین شد. بسیاری از آن برنامهها حتی پیش از فروپاشی جمهوریت نیمهتمام رها شدند. طالبان نیز با وجود تکرار همان ساختار روی کاغذ، با چالشهای عمیقتری در عرصه مشروعیت بینالمللی، منابع مالی و نیروی انسانی مواجهاند.
طالبان و روابط بینالملل
یکی از محورهای سند تازه، «روابط بینالملل» عنوان شده است؛ اما با توجه به عدم بهرسمیت شناختهشدن طالبان، محدودیتهای بانکی، و امتناع جامعه جهانی از تعامل رسمی، تحقق این بخش بیش از آنکه عملی باشد، آرزومندانه به نظر میرسد.
اقتصاد و نظام بانکی فلج
طالبان در شرایطی از انکشاف اقتصادی سخن میگویند که نظام بانکی افغانستان نیمهفلج است و اقتصاد کشور به واردات وابسته مانده است. بدون دسترسی به منابع مالی پایدار و سرمایهگذاری خارجی، حتی سادهترین پروژهها یا متوقف میشوند یا به قراردادهای کوتاهمدت و پرهزینه محدود میمانند.
انکشاف بدون زنان و بدون متخصصان
در چهار سال گذشته یا بسیاری از متخصصان کشور را ترک کردهاند و یا طالبان آنان را کنار زدهاند. اکنون در رأس نهادهایی چون صحت عامه، انکشاف دهات و معادن، افرادی قرار دارند که تنها تجربهشان در علوم دینی است.
از سوی دیگر، محرومکردن زنان و دختران از آموزش و کار، نه تنها یک مسئله اجتماعی، بلکه ضربهای مستقیم به آینده اقتصاد و خدمات حیاتی کشور است. توسعهای که پزشک زن، معلم زن و مدیر زن در آن حضور نداشته باشد، پایدار نخواهد بود.
تحلیل همدمنیوز
«سند انکشاف ملی» طالبان بیش از آنکه یک برنامه واقعی باشد، ابزاری تبلیغاتی است تا تصویر یک حکومت دارای نقشه و چشمانداز را به نمایش بگذارد. در عمل، این سند با چندین بنبست جدی روبهروست:
1. انزوای جهانی و نبود مشروعیت سیاسی، که هرگونه قرارداد و سرمایهگذاری بینالمللی را مسدود میکند.
2. فقدان زیرساخت بانکی و مالی شفاف، که موتور هر پروژه توسعهای را از کار میاندازد.
3. کنارزدن زنان و متخصصان، که سرمایه انسانی کشور را نابود کرده و آینده نیروی کار را تضعیف میکند.
4. سرکوب رسانهها و نبود پاسخگویی، که امکان نظارت عمومی بر برنامهها را سلب میسازد.
تجربه نشان داده است که توسعه بدون حضور زنان، بدون متخصصان و بدون تعامل جهانی چیزی جز یک شعار روی کاغذ نخواهد بود.
پرسش برای شما
آیا فکر میکنید «سند انکشاف ملی» طالبان میتواند از کاغذ به میدان زندگی مردم راه پیدا کند؟
یا اینکه تنها یک مانور تبلیغاتی است برای پوشاندن ناکامیها؟
دیدگاه خود را در بخش کامنتها با ما شریک سازید. صدای شما مهم است.




