روایت وحید عمر از آخرین نشست ارگ؛ سی دقیقه تا سقوط

بازخوانی زوایای پنهان ۱۴ آگست ۲۰۲۱؛ افشای جزئیات آخرین نشست ارگ و فروپاشی نظام جمهوریت
در پنجمین سالروز سقوط حکومت جمهوری و ورود طالبان به کابل، انتشار یادداشت تفصیلی وحید عمر، مشاور ارشد محمد اشرف غنی، تحت عنوان «آخرین مجلس رهبران سیاسی افغانستان در ارگ»، پرده از زوایای تاریک و تصمیمگیریهای شتابزده در آخرین روز حاکمیت برداشت.
این روایت تاریخی نشان میدهد که چگونه ساختار تصمیمگیری در ارگ ریاستجمهوری در تاریخ ۱۴ آگست ۲۰۲۱ (۲۳ اسد ۱۴۰۰) دچار گسست کامل شد و زمینه را برای فروپاشی یکشبهٔ نظام فراهم ساخت.
ارزش این سند در آن است که از درون نوشته شده — نه از سوی ناظری بیرونی، بلکه توسط کسی که در همان اتاق حضور داشته و جزئیات ساعتبهساعت آن روز را ثبت کرده است.
فضای پرتنش و تأخیر در قصر چهارچنار
بر اساس این گزارش، نشست سرنوشتساز ارگ که قرار بود ساعت ۲:۳۰ بعدازظهر با هماهنگی اکرم خپلواک برگزار شود، به دلیل برگزاری یک جلسهٔ همزمان میان رهبران سیاسی در قصر سپیدار، با یک ساعت تأخیر آغاز گردید.
این تأخیر یکساعته، بهخودیخود نشانهای از وضعیت موجود بود: در روزی که هر ساعت وزن تاریخی داشت، مرکز تصمیمگیری واحدی وجود نداشت و رهبران پیش از نشست رسمی، در جای دیگری با هم گفتوگو میکردند.
با ورود چهرههای مطرح سیاسی و جهادی — از جمله حامد کرزی، عبدالله عبدالله، فضلالهادی مسلمیار، یونس قانونی، کریم خلیلی، محمد محقق و باتور دوستم به همراه حنیف اتمر (وزیر خارجهٔ وقت) و میررحمان رحمانی (رئیس مجلس نمایندگان) — نشست در قصر چهارچنار شکل گرفت.
حاضران در شرایطی گرد هم آمده بودند که ولایتهای افغانستان یکی پس از دیگری و بدون مقاومت نظامی جدی واگذار میشدند. چهرههای حاضر، عبوس و پریشان بودند.
برخلاف جلسات گذشته، اشرف غنی سخنرانی طولانی انجام نداد و مدیریت گفتوگوها را به عبدالله عبدالله واگذار کرد. این تغییر رفتار، در ارزیابی وحید عمر، خود پیامی داشت: رئیسجمهور دیگر نقش هدایتکننده را ایفا نمیکرد، بلکه شنونده بود.
چرخش ۱۸۰ درجهای: از شعار مقاومت تا نفی کامل جنگ
نکتهٔ محوری در افشاگری وحید عمر، تغییر موضع بیسابقهٔ نخبگان سیاسی ظرف تنها ۲۴ ساعت است.
تا یک روز پیش از این جلسه، در تمامی نشستهای امنیتی ارگ، بحث اصلی بر محور «ایستادگی، دفاع از کابل و تسلیح خیزشهای مردمی» میچرخید و رهبران جهادی خواستار دریافت امکانات و سلاح برای مقابله با پیشروی طالبان بودند.
اما در نشست روز شنبه ۱۴ آگست، لحن گفتوگوها بهکلی تغییر کرد.
حامد کرزی با لحنی عاطفی و با اشاره به حضور خانوادهاش در پایتخت، از خطرات جنگ شهری سخن گفت و تأکید کرد که نباید اجازه داد کابل دچار ویرانی و خونریزی شود.
متعاقباً عبدالله، خلیلی، محقق و قانونی نیز سخنانی مشابه ایراد کردند و محور صحبت همهٔ آنان به «توقف جنگ» تغییر یافت.
در این نشست، دیگر هیچیک از رهبران سخنی از مقاومت یا دفاع از پایتخت به میان نیاورد.
آنچه این چرخش را قابل تأمل میسازد، سرعت آن است: مواضعی که هفتهها بر آن تأکید شده بود، در فاصلهٔ یک روز و بدون آنکه هیچیک از حاضران آن را بهطور صریح اعلام کند، کنار گذاشته شد.
شکافهای دیپلوماتیک و مخالفت با سفر اسلامآباد
پس از شنیدن این مواضع، اشرف غنی موافقت خود را با تشکیل هیأتی باصلاحیت جهت سفر به قطر و مذاکره بر سر «تصمیم نهایی» اعلام کرد و پس از نیم ساعت جلسه را ترک گفت.
نشستی که سرنوشت یک نظام در آن تعیین میشد، کمتر از سی دقیقه به طول انجامید.
اما در حاشیهٔ نشست، ابعاد دیگری از اختلافات درونی آشکار شد. یونس قانونی موضوع دعوت خود و شماری از رهبران به اسلامآباد را مطرح کرد و خواستار مجوز سفر شد؛ درخواستی که با مخالفت قاطع غنی مواجه گردید.
غنی تأکید کرد که این سفر در آن مقطع زمانی، «پیام مناسبی» به همراه ندارد. نارضایتی قانونی از این تصمیم در بیرون تالار، عمق بیاعتمادی میان ارگ و رهبران سیاسی را برملا ساخت.
این صحنه — بحثی که در داخل تالار حل نمیشود و به بیرون از آن کشیده میشود — تصویری از ناتوانی قوهٔ مجریه در حفظ وحدت فرماندهی در بحرانیترین لحظه ارائه میدهد.
محاسبهٔ اشتباه و فرضیهٔ نادرست انتقال قدرت
بخش پایانی این روایت به تحلیل رفتارهای حاشیهای حنیف اتمر و عبدالله عبدالله میپردازد.
آنان پس از خروج از تالار معتقد بودند که پیام اصلی — یعنی لزوم استعفای فوری غنی برای تسهیل انتقال قدرت — به صراحت منتقل نشده است.
با این حال، هنگامی که اتمر و خپلواک برای انتقال مستقیم این درخواست به سمت حرمسرا رفتند، غنی حاضران را به حضور نپذیرفت.
وحید عمر در ارزیابی نهایی خود، به یک خطای محاسباتی بنیادی نزد نخبگان اشاره میکند: رهبران سیاسی بر این باور بودند که مشکل اصلی طالبان شخص اشرف غنی است و با برکناری او، امکان تشکیل یک حکومت مشارکتی فراهم خواهد شد.
اما سؤال اساسی این است که وقتی طالبان بدون تحمل هزینهای نظامی تا درگاههای کابل رسیده بودند و از عدم ارادهٔ دفاع در داخل شهر آگاه بودند، چه انگیزه یا فشاری میتوانست آنان را مجبور کند که روز بعد در دوحه قدرت را با دیگران تقسیم کنند؟
پرسش، هستهٔ منطقی کل ماجراست: مذاکره زمانی معنا دارد که هر دو طرف چیزی برای از دست دادن داشته باشند. در ۱۴ آگست، یک طرف دیگر چیزی برای عرضه نداشت.
این محاسبهٔ نادرست باعث شد تا با خروج ناگهانی غنی در بعدازظهر ۱۵ آگست، ساختار سیاسی و حقوقی کشور بهسرعت فروپاشیده و تمام دستاوردهای دو دههٔ کشور در حوزههای حکمرانی، حقوق بشر و نهادهای علمی و دانشگاهی با خلأ ناگهانی مواجه گردد.
تحلیل همدمنیوز
افشای جزئیات نشست ۱۴ آگست از سوی وحید عمر، آسیبشناسی دقیقی از علل فروپاشی یکشبهٔ نظام جمهوریت ارائه میدهد.
از منظر علوم سیاسی و تحلیل رفتارهای حکمرانی در زمان بحران، این گزارش نشان میدهد که چگونه فقدان «انسجام استراتژیک» و وجود «بیاعتمادی متقابل» میان ارگ و نخبگان سیاسی، امکان هرگونه مدیریت بحران یا حتی خروج آبرومندانه از طریق دیپلماسی را از بین برد.
دل بستن به فرضیهٔ استعفای غنی بهعنوان کلید نهایی توافق با طالبان، ناشی از یک خوانش کاملاً نادرست از موازنهٔ قوا بود. وقتی ارادهٔ دفاع از پایتخت از میان رفت و ساختارهای نظامی فلج شدند، طالبان نیازی به پذیرش شروط طرف مقابل در مذاکرات دوحه ندیدند.
در نتیجه، این گسست و محاسبات اشتباه، کشور را با یک خلأ ناگهانی قدرت مواجه ساخت که ضربهای جبرانناپذیر به بنیانهای اداری، اجتماعی و نهادهای دانشگاهی افغانستان وارد نمود.
آنچه از این روایت باقی میماند، تصویر نشستی است که در آن، همه از توقف جنگ سخن گفتند — اما هیچکس نگفت که جنگ، پیشتر متوقف شده بود.
مطالب مرتبط
نظرها
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.


