انتقاد وزارت خارجه آمریکا از طالبان و مدیریت خروج دولت بایدن

پنجمین سالروز خروج از کابل؛ انتقاد تند وزارت خارجه آمریکا از طالبان و عملکرد دولت بایدن
همزمان با پنجمین سالروز سقوط حکومت جمهوری و خروج نیروهای خارجی از افغانستان، وزارت امور خارجهٔ ایالات متحدهٔ آمریکا در بیانیهای تند، عملکرد طالبان در پنج سال گذشته و همچنین نحوهٔ مدیریت خروج نیروها توسط دولت جو بایدن در سال ۲۰۲۱ را بهشدت مورد انتقاد قرار داد.
سخنگوی این وزارتخانه مدیریت روند خروج در آن زمان را «ضعیف و آشفته» توصیف کرد و افزود که تصویر قدرت آمریکا از این شیوهٔ عملیاتی آسیب دیده است.
دو انتقاد در یک بیانیه
آنچه این بیانیه را از موضعگیریهای معمول متمایز میسازد، دوگانه بودن هدف انتقاد است.
از یک سو، مخاطب آن حکومت سرپرست در کابل است؛ از سوی دیگر، دولت پیشین آمریکا. طرح همزمان این دو نقد، فراتر از یک ارزیابی تاریخی است: دولت فعلی آمریکا با فاصلهگذاری از شیوهٔ خروج، در واقع مبنایی برای سیاست متفاوت خود در قبال کابل تعریف میکند.
به بیان دیگر، پیام ضمنی آن است که رویکرد کنونی نه ادامهٔ سیاست پیشین، بلکه اصلاح آن است.
رد درخواست متقی
این موضعگیری در پاسخ به اظهارات اخیر امیرخان متقی، سرپرست وزارت خارجهٔ طالبان، مطرح میشود.
متقی در مصاحبه با نیویورک تایمز از آمریکا خواسته بود حضور دیپلوماتیک خود را در کابل از سر گرفته و در بخشهای معادن، سدسازی و راهسازی افغانستان سرمایهگذاری کند.
وزارت خارجهٔ آمریکا با رد این درخواستها تصریح کرده است که واشنگتن طالبان یا هیچ نهاد دیگری را بهعنوان حکومت رسمی افغانستان به رسمیت نمیشناسد.
شکاف امنیتی؛ گره اصلی
مقامهای آمریکایی تأکید کردهاند که ایجاد افغانستانی باثبات که پناهگاه هراسافگنان نباشد، در راستای منافع جهانی است.
اما به گفتهٔ آنان، طالبان با رفتارهای خود نشان دادهاند که تمایلی به تعهدات بینالمللی و ایفای نقش سازنده در امنیت منطقه ندارند. بر اساس این بیانیه، اقدامات طالبان بهجای کمک به امنیت جمعی، بیثباتی منطقهای را تداوم میبخشد — و همین، هرگونه چشمانداز عادیسازی سریع را باطل میسازد.
واشنگتن خاطرنشان ساخته که تعامل با طالبان تنها در صورت تأمین منافع ملی آمریکا صورت خواهد گرفت.
این موضع، در امتداد گزارشهای اخیر شورای امنیت سازمان ملل قرار میگیرد که از تداوم حضور القاعده و تحریک طالبان پاکستان در خاک افغانستان خبر دادهاند.
تناقضی که برجسته میشود
طالبان طی یک سال گذشته تلاش کردهاند از طریق دیپلماسی منطقهای از انزوا خارج شوند.
اما تناقض میان درخواست سرمایهگذاری در زیرساختهایی که خود در دو دههٔ گذشته هدف قرار میدادند با شروط سختگیرانهٔ امنیتی واشنگتن، روند عادیسازی روابط را با مانع جدی مواجه کرده است.
این نکته از منظر تحلیلی اهمیت دارد: جادهها، سدها و زیرساختهای انرژی که اکنون بهعنوان فرصت سرمایهگذاری معرفی میشوند، در دورهٔ منازعه از اهداف شناختهشدهٔ عملیات بودند. طرح آنها بهعنوان زمینهٔ همکاری، بدون پرداختن به این پیشینه، دشوار است.
دو محاسبهٔ متفاوت
آنچه این تبادل را شکل میدهد، دو منطق متفاوت ارزیابی است.
کابل بر مبنای فرصت اقتصادی محاسبه میکند: منابع معدنی دستنخورده، نیاز به زیرساخت، و بازاری که رقبای منطقهای در آن حضور یافتهاند. از این منظر، هر تأخیر آمریکا به معنای از دست دادن سهم است.
واشنگتن بر مبنای ریسک امنیتی محاسبه میکند: تضمینهای ضدتروریستی، وضعیت گروههای مسلح، و پیامدهای مشروعیتبخشی. از این منظر، منفعت اقتصادی در برابر ریسک راهبردی وزنی ندارد.
در چنین وضعیتی، طرفین به یک موضوع واحد نمیپردازند — و همین، توضیحدهندهٔ تداوم بنبست است.
آنچه در این میان گم میشود
در پس این تبادل دیپلماتیک، پرسشی مطرح میماند که کمتر به آن پرداخته میشود: تأثیر این بنبست بر زندگی روزمرهٔ شهروندان.
فارغ از اینکه حق با کدام طرف باشد، تداوم گره دیپلماتیک به معنای تداوم انزوای اقتصادی است — و بار اصلی آن نه بر دوش تصمیمگیرندگان، بلکه بر دوش جمعیتی است که در معادلهٔ این مذاکرات، طرف حساب به شمار نمیرود.
تحلیل همدمنیوز
بیانیهٔ وزارت خارجهٔ آمریکا در پنجمین سالروز خروج از کابل، نشاندهندهٔ عمق بنبست دیپلوماتیک میان واشنگتن و حکومت سرپرست در افغانستان است.
از منظر سیاست خارجی، انتقاد همزمان از عملکرد طالبان و نحوهٔ خروج دولت بایدن، بیانگر تلاش واشنگتن برای تثبیت یک خطمشی سختگیرانه است: عدم اعطای مشروعیت سیاسی بدون دریافت امتیازات ملموس امنیتی.
رد پیشنهادات اقتصادی کابل از سوی آمریکا نشان میدهد که دیپلماسی تجاری طالبان نتوانسته جایگزین دغدغههای امنیتی و مبارزه با هراسافگنی در محاسبات واشنگتن شود.
این رویکرد، مانع بزرگی بر سر راه تلاشهای کابل برای خروج از انزوای بینالمللی ایجاد کرده و تعاملات طرفین را در حد مدیریت بحران محدود نگه میدارد.
آنچه در افق پیداست، نه گشایش و نه گسست کامل است؛ بلکه تداوم وضعیتی که در آن هیچیک از دو طرف حاضر به عقبنشینی از خط قرمز خود نیست.
مطالب مرتبط
نظرها
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.


