صدای حاشیهراندهشدگان: رسانههای زنانه در برابر آپارتاید

صدای حاشیهراندهشدگان: رسانههای زنانه در برابر آپارتاید
سرمقالهٔ رسمی همدم
به قلم: فرزانه محمدی (مدیر مسئول)
مقدمه و طرح مسئله
گزارش تکاندهنده «سازمان حمایت از رسانههای افغانستان» (امسو) به مناسبت پنجمین سال تسلط دوبارهٔ طالبان، ابعاد یک فاجعهٔ ساختاری را در برابر حق اطلاعرسانی و آزادی بیان برملا میسازد.
تبدیل شدن افغانستان به «مرکز جهانی تبعید اجباری خبرنگاران» و سقوط ۵۶ پلهای در شاخص جهانی آزادی مطبوعات گزارشگران بدون مرز — و رسیدن به رتبهٔ ۱۷۸ از میان ۱۸۰ کشور جهان — تنها یک آمار اداری و روی کاغذ نیست. این سقوط، گواه زوال تدریجی آگاهی در جامعهای است که بهصورت تعمدی به سوی تاریکی سوق داده میشود.
تعطیلی نزدیک به ۵۰ درصد از رسانههای چاپی، صوتی و تصویری کشور، در کنار ثبت سالانهٔ صدها مورد بازداشت خودسرانه، شکنجه و تهدید توسط نهادهای استخباراتی و محتسبان امر به معروف طالبان، نمایانگر خشونت عریانی است که بر فضای عمومی حاکم شده است.
اما در میان این آمار شوم، وحشتناکترین بخش فاجعه، حذف بیش از ۸۰ درصد از زنان خبرنگار و فعال رسانهای از صحنه کار رسمی است؛ تلاشی تعمدی برای پاکسازی جنسیتی، تا نیم حیاتی جامعه برای همیشه بیصدا ساخته شود.
بدنهٔ تحلیلی و نقد ساختاری
سهم ۴۶ درصدی خبرنگاران افغانستانی از کل روزنامهنگارانی که میان سالهای ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵ تحت پوشش برنامهٔ کمکهای اضطراری پناهندگی سازمان گزارشگران بدون مرز قرار گرفتهاند، نشاندهندهٔ یک فرار نخبگانی بیسابقه و تبعید دستهجمعی عمیق است.
در این میان، زنان روزنامهنگار سنگینترین تاوان را پرداختهاند. در داخل افغانستان، تحت رژیم آپارتاید جنسیتی نهادینهشده، حضور زن در برابر دوربین، ضبط صدای او یا حضورش در نشستهای خبری بهعنوان اقدامی علیه امنیت ملی تلقی میشود. جامعهٔ افغانستان تحت فرایندی اجباری، در حال مردانهشدن کامل و انسداد در برابر نگاه زنانه است.
از سوی دیگر، آن دسته از زنان خبرنگار که ناگزیر به ترک وطن شده و راه تبعید را در پیش گرفتهاند، با بحران شدید حقوقی و زوال فرصتهای کاری برای ادامهٔ حرفهٔ روزنامهنگاری در کشورهای میزبان روبهرو هستند. این محرومیت دوگانه، پوشش مستقل از واقعیتهای کشورمان را با خطر خاموشی مواجه میسازد.
حذف زنان، رکن تحکیم استبداد
حذف زنان از عرصهٔ اطلاعرسانی، صرفاً یک مسئلهٔ صنفی یا شغلی نیست؛ بلکه رکن اصلی تحکیم استبداد و خودکامگی است.
وقتی روزنامهنگار زن در میدان حضور نداشته باشد، خشونتهای خانگی، تبعیضهای آموزشی، مسدود ماندن دروازههای دانشگاه به روی دختران، بازداشتهای خودسرانه و درد زیستهٔ میلیونها شهروند زن از جغرافیای مطبوعات سانسورشدهٔ داخلی پاک میشود.
دادههای میدانی اخیر از ولایتهای قندهار، هلمند، ننگرهار و بدخشان نشان میدهد که ساختار حاکم حتی از پوشش اخبار حوادث ترافیکی یا آمار تلفات جنگی بیم دارد. در چنین ساختار تمامیتخواهی، حضور زنِ خبرنگار — که ذاتاً ساختار مردسالار و سرکوبگر را به چالش میکشد — بهعنوان بزرگترین تهدید برای رژیم دیده میشود.
دو راهکار ساختاری
با این حال، تسلیم شدن در برابر این تبعید اجباری و انسداد ساختاری، هرگز گزینهٔ جامعهٔ مدنی و زنان آگاه افغانستان نیست. حضور و فعالیت زنان در عرصهٔ رسانه، ضرورتی حیاتی برای بقای اجتماعی است.
برای شکستن طوق آپارتاید جنسیتی، نیازمند راهکارهای روشمند و ساختاری هستیم:
نخست: گذار از مدل رسانهای سنتی و متمرکز به سوی شبکههای اطلاعرسانی دیجیتال و فراملی.
تولد همدم
در راستای همین ضرورت تاریخی بود که رسانهٔ «همدم» توسط جمعی از زنان خبرنگار در تبعید پایهگذاری شد. تأسیس همدم نه یک پروژه تعارفی، بلکه پاسخی سیاسی، جسورانه و ساختاری به رویکرد طالبان در حذف زنان از فضای رسانهای بود.
زنان خبرنگار در تبعید، اگرچه از سرزمین خود رانده شدهاند، اما رسالت آگاهیبخشی خود را زمین نگذاشتهاند. همدم بهعنوان بستری مستقل، توانسته است شانس ادامهٔ کار حرفهای را برای دهها زن روزنامهنگار در خارج از کشور فراهم کند و در عین حال، به صدای رسای زنانِ بیصداشده در داخل افغانستان مبدل گردد.
ما در همدم اثبات کردهایم که تبعید پایان راه نیست، بلکه میتواند به سنگر مقاومتی آگاهانه بدل شود که مرزهای جغرافیایی و سانسور رژیم را در هم میشکند.
نتیجهگیری و موضع رسمی
رسانهٔ همدم با استناد به آمارهای نگرانکنندهٔ گزارش سازمان امسو، صراحتاً اعلام میدارد که جامعهٔ جهانی و نهادهای بینالمللی مدافع آزادی بیان نباید به صدور بیانیهها و محکومیتهای تشریفاتی بسنده کنند.
حمایت مالی، فنی و سیاسی از رسانههای مستقلی که توسط زنان خبرنگار در تبعید تأسیس شده و اداره میشوند، تنها راهکار عملی برای حفظ شریان اطلاعرسانی و مبارزه با آپارتاید جنسیتی است.
ما یادآوری میکنیم که هیچ پروسهٔ دموکراتیک یا ابتکار دیپلماتیک بدون حضور، روایت و نظارت زنان رسانهای مشروعیت نخواهد داشت.
طالبان شاید توانسته باشند استدیوهای کابل را تعطیل کنند، اما هرگز قادر نخواهند بود صدایی را که از دل تبعید و از مسیر رسانههای متعهدی چون همدم طنینانداز میشود، خاموش سازند.
حضور زنان در رسانهها یک حق اساسی و بازگشتناپذیر است و ما از این سنگر تحت هیچ شرایطی عقبنشینی نخواهیم کرد.
مطالب مرتبط
نظرها
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.




