چرخه ۵۰ ساله: تکرار تاریخ یا فروپاشی اعتماد؟

چرخه ۵۰ ساله: تکرار تاریخ یا فروپاشی اعتماد؟
سرمقاله ؛ به قلم فرزانه محمدی- مدیرمسول همدم
مقدمه و طرح مسئله
با نزدیک شدن به ۱۵ آگوست، سالروز تسلط دوباره طالبان بر افغانستان، جامعه جهانی و مردم ما بار دیگر در برابر آینهی تمامنمای یک بحران عمیق انسانی و سیاسی قرار میگیرند. امروز افغانستان در تمامی حوزهها با فروپاشی و انسداد بیسابقهای روبرو است: از محرومیت سیستماتیک زنان از آموزش و کار تا زوال شدید اقتصادی، فرار نخبگان و قطبیشدن شدید اجتماعی. با این حال، تحلیل واقعبینانه وضعیت کنونی بدون واکاوی ریشهای مسیر طیشده در دو دهه گذشته امکانپذیر نیست. سوال بنیادین این است که چگونه ساختاری که از پشتیبانی بیدریغ بینالمللی و تزریق میلیاردها دلار سرمایه برخوردار بود، ناگهان همانند یک خانه کارتنی فرو ریخت؟ رسانه «همدم» بر این باور است که فاجعه امروز، محصول مستقیم تقابلهای مخرب در درون ساختار جمهوریت و بیتوجهی به اراده و رای مردم بوده است.
بدنه تحلیلی و نقد ساختاری
تحلیل تاریخی تحولات افغانستان نشان میدهد که نظام جمهوریت، علیرغم تمامی فرصتها و حمایتهای بینظیر جهانی، نتوانست پایههای اجتماعی را به شکلی محکم، مستمر و اصولمند دگرگون سازد. ریشهدارترین آسیب این دوران، غلبه منافع شخصی و جناحی بر مصالح ملی بود. انحراف اساسی از زمانی آغاز شد که رای مردم در صندوقهای رایگیری بازیچه معاملات سیاسی قرار گرفت و خارج از احکام صریح قانون اساسی، ساختارهای غیرقانونی و موازات تحت عنوان «نسخه دو پادشاه و دو دولت» (در قالب حکومت وحدت ملی و ترتیبات پس از آن در دوران اشرف غنی و عبدالله عبدالله) بر ملت تحمیل شد.
در این ساختار معیوب، انرژی و منابع ارکان قدرت به جای ساختن نهادهای پایدار ملی و ارائه خدمات عمومی، صرف تضعیف، خنثیسازی و حذف رقیب داخلی میشد. این تقابلهای دائم در عالیترین سطوح رهبری سیاسی، به جای تقویت حاکمیت قانون، اعتماد عمومی مردم به نهاد «دولت» و فرآیندهای دموکراتیک را کاملاً نابود ساخت. هنگامی که شهروندان دیدند رای آنان تنها ابزاری برای تقسیم قدرت میان حلقههای خاص است، پیوند عاطفی و مدنی خود را با نظام گسستند؛ گسستی که در نهایت، سقوط جمهوریت را در برابر انفعال عمومی سرعت بخشید.
امروز و با گذشت چند سال از آن سقوط تلخ، به نظر میرسد تاریخ افغانها دوباره به عقب بازگشته است. گویی پنجاه سال مخالفتهای مسلحانه و منازعات پراکنده احزاب و گروههای جهادی که با مداخله و کمک کشورهای مختلف شکل گرفته بود، از سر گرفته شده است. مردم ما شاهدان زنده این نیمقرن ویرانی، آوارگی و جنگهای نیابتی هستند؛ ۵۰ سالی که تاریخ دور و دستنخورده نیست، بلکه تجربه زیسته چندین نسل از شهروندان است.
بزرگترین نقد امروز «همدم» به جریانهای مخالف و اپوزیسیون فعلی طالبان، تکرار دقیق همان اشتباهات کشنده گذشته است. امروز نیز هر گروه و جریان سیاسی یا نظامی، بدون داشتن چشماندازی روشن، ساز مستقل خود را مینوازد. فقدان اتحاد واقعی، نبود رهبری واحد و ناتوانی در تدوین یک کلانبرنامه ملی، اپوزیسیون را به مجموعهای پراکنده تبدیل کرده است. حقیقت تلخ این است که حتی اگر طالبان در اثر فشارهای داخلی یا تحولات منطقهای بار دیگر با شکست مواجه شوند، مخالفان آنان هیچ برنامه، استراتژی و رویکرد مشخصی برای مدیریت «فردای سقوط» و اداره کشور ندارند. این فقدان برنامه و تداوم رویکردهای قبیلهای و سازمانی، فردا روزی کشور را دوباره به ورطه جنگهای داخلی و آنارشی خواهد کشاند.
نتیجهگیری و موضع رسمی
رسانه «همدم» تاکید میکند که نجات افغانستان از این چرخه شوم استبداد و ناامنی، تنها با مرور منصفانه تاریخ زنده پنجاه ساله اخیر و درس گرفتن از شکست جمهوریت میسر است. تا زمانی که جریانهای سیاسی از خودخواهیهای جناحی دست برندارند، رای مردم را مقدس نشمارند و حول یک منشور ملی و رهبری واحد گرد هم نیایند، تکرار تاریخ حتمی خواهد بود. ما نیازمند عبور از «فرهنگ تقسیم قدرت» و حرکت به سوی «فرهنگ ملتسازی و حاکمیت قانون» هستیم. جامعه مدنی، دانشگاهها و نسل جوان افغانستان نباید اجازه دهند آینده کشور بار دیگر قربانی معاملهگری سیاسی و بیبرنامگی گروههای منفعتطلب شود؛ چرا که فردا بسیار دیر خواهد بود.
مطالب مرتبط
نظرها
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.





