درگذشت روان فرهادی؛ غروب ستاره دیپلوماسی افغانستان

درگذشت روان فرهادی: غروب ستاره پرفروغ دیپلوماسی و ادبیات افغانستان
دکتور عبدالغفور روان فرهادی، دیپلومات باسابقه، پژوهشگر برجسته ادبیات و عرفان، و نماینده پیشین افغانستان در سازمان ملل متحد، در سن ۹۶ سالگی در شهر سانفرانسیسکوی ایالات متحده امریکا درگذشت. طارق فرهادی، فرزند وی، خبر درگذشت پدرش را به دلیل کهولت سن تایید کرد.
شش دهه حضور در عرصه سیاست و فرهنگ
عبدالغفور روان فرهادی از نادر چهرههای تاریخ معاصر افغانستان بود که بیش از شش دهه در عرصههای سیاسی و فرهنگی نقشآفرینی کرد. کارنامهٔ او از این جهت کمنظیر است که دو حوزهٔ متفاوت — دیپلوماسی حرفهای در سطح بینالمللی و پژوهش اکادمیک در حوزهٔ ادبیات و عرفان — را همزمان و در بالاترین سطوح در بر میگیرد؛ ترکیبی که در میان چهرههای سیاسی معاصر افغانستان بهندرت دیده میشود.
او در دهه ۱۳۳۰ خورشیدی وارد وزارت امور خارجه شد و به عنوان جوانترین مدیر عمومی سیاسی این وزارت خدمت کرد. این انتصاب در سنین جوانی، خود گویای جایگاه علمی و توانمندی حرفهای او در آن دوران بود. وی همچنین در سمتهایی چون منشی مجلس عالی وزرا و سفیر افغانستان در پاریس (۱۹۷۲) فعالیت داشت — دورهای که پیوند او با فضای علمی و فرهنگی فرانسه را نیز عمیقتر ساخت.
سیزده سال نمایندگی افغانستان در سازمان ملل متحد
برجستهترین فصل کاری وی، انتصاب به عنوان نماینده دائمی افغانستان در سازمان ملل متحد بین سالهای ۱۹۹۳ تا ۲۰۰۶ بود؛ دورهای حساس که او توانست صدای مردم افغانستان را در دشوارترین برهههای تاریخی به گوش جهانیان برساند.
اهمیت این سیزده سال زمانی روشنتر میشود که به تحولات همان دوره نگاه کنیم: دورهٔ مجاهدین، نخستین حاکمیت طالبان، و سپس گذار پس از سال ۲۰۰۱. حضور مداوم یک دیپلومات در چنین بازهٔ پرتلاطمی، نیازمند توانایی کمنظیر در حفظ اعتبار حرفهای و مدیریت روابط پیچیدهٔ بینالمللی بود. در طول این سالها، کرسی افغانستان در سازمان ملل متحد یکی از معدود کانالهای ارتباطی رسمی این کشور با جامعهٔ جهانی به شمار میرفت.
استاد زبانشناسی، عرفان و ادبیات کلاسیک
روان فرهادی علاوه بر دیپلوماسی، استادی برجسته در حوزه زبانشناسی، عرفان و ادبیات کلاسیک بود. او به پنج زبان — فارسی، پشتو، فرانسوی، انگلیسی و عربی — تسلط داشت؛ توانایییی که هم در کار دیپلوماتیک و هم در پژوهشهای تطبیقی ادبی، ابزار اصلی کار او بود.
او پس از تحمل ۲۰ ماه زندان در پی کودتای ۱۳۵۷ و مهاجرت از کشور، به عنوان استاد در دانشگاههای معتبری چون سوربن پاریس و برکلی کالیفرنیا تدریس کرد. تدریس تاریخ ادبیات فارسی و فرهنگ اسلامی در این دو نهاد آکادمیک — که از معتبرترین مراکز شرقشناسی و مطالعات فارسی در جهان به شمار میروند — جایگاه علمی او را در سطح بینالمللی تثبیت کرد.
میراث علمی و آثار ماندگار
تصحیح آثار خواجه عبدالله انصاری، ترجمه کتاب «قوس زندگی منصور حلاج» و تألیف کتاب «رباعیات مولانا» به زبان انگلیسی با همکاری ابراهیم گامارد، تنها بخشی از میراث علمی ماندگار اوست. همکاری بیستودوسالهٔ او با ابراهیم گامارد بر روی رباعیات مولانا، از نمونههای کمنظیر پژوهش بلندمدت و مشترک در حوزهٔ ادبیات عرفانی فارسی است و امروز بهعنوان یکی از مراجع جهانی در این زمینه شناخته میشود.
آثار او در حوزهٔ خواجه عبدالله انصاری و منصور حلاج نیز نشاندهندهٔ علاقهٔ عمیق او به سنت عرفانی خراسان و میراث فکری آن است — سنتی که او کوشید آن را برای مخاطب غربی و نسلهای تازهٔ پژوهشگران قابل دسترس بسازد.
نگاه و زمینه همدم
درگذشت دکتور روان فرهادی در شرایطی رخ میدهد که دیپلوماسی افغانستان یکی از منزویترین دورانهای تاریخی خود را تجربه میکند.
فقدان این شخصیت علمی و سیاسی، نه تنها خسارتی بزرگ برای جامعه اکادمیک و دیپلوماسی کشور است، بلکه یادآور دورانی است که نمایندگان افغانستان با وقار، دانش عمیق و زبان فاخر در مجامع بینالمللی از هویت و حقوق مردم خود دفاع میکردند.
برای جامعهٔ افغانهای مقیم خارج و جامعهٔ اکادمیک بینالمللی، فرهادی نمایندهٔ چهرهای از افغانستان بود که کمتر در رسانههای جهانی بازتاب مییابد: افغانستانی دانشمند، میانهرو و گشوده به جهان. توانایی او در پیوند دادن دیپلوماسی سطح بالا با پژوهش اکادمیک دقیق، میراثی ارزشمند برای نسلهای آینده به شمار میرود.
یاد و راه او گرامی باد.
مطالب مرتبط
نظرها
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.




