دهمزنگ؛ تقاصِ تکافتادگی در جغرافیاهای قومی

دهمزنگ؛ تقاصِ تکافتادگی در جغرافیاهای قومی
به قلم: محمد امین
دوم اسد و فاجعه دهمزنگ، تنها یک یادآوری تلخ تاریخی یا گرامیداشت یاد قربانیان جنبش روشنایی نیست؛ بلکه برشی عمیق از گسستهای بنیادین در جامعهشناسی سیاسی افغانستان است. حادثهای که در آن یک مطالبه کاملاً مدنی و توسعهمحور برای عبور خط برق، در چند ثانیه به خون کشیده شد، پیش از آنکه محصول جنایت تروریستی باشد، حاصل یک انزوای ساختاری در فضای اجتماعی کشور بود.
پرسش اساسی که پس از سالها همچنان باقی است، این است که چرا مطالبات مدنی در افغانستان توان فرارفتن از مرزهای قومی را ندارند؟
جنبش روشنایی با شعار عدالتخواهی و توزیع متوازن انکشاف آغاز شد، اما نتوانست حمایت سراسری سایر اقوام و اقشار جامعه را جلب کند. ریشه این بیتفاوتی عمومی را باید در چند عامل کلیدی جستوجو کرد:
قومیتزدگی مطالبات مدنی:
در ساختار قطبیشده افغانستان، هر جنبش مدنی — صرفنظر از ماهیت و حقانیت آن — به سرعت در ترازو و قالبهای قومی سنجیده میشود. عدم همراهی سایر اقوام با جنبش روشنایی، ناشی از یک بدبینی نهادینهشده بود که هر حرکتی را منازعهای میانقومی برای سهمخواهی از قدرت یا منابع تعبیر میکرد.
پیروی سنتی از رهبران و ملوکالطوایفی سیاسی:
جامعه افغانی سالهاست که در دام وابستگیهای سنتی، حزبی و اطاعت کورکورانه از «زورمندان» و رهبران قومی گرفتار بوده است. این رهبران همواره از شکافهای قومی به عنوان ابزاری برای معامله و بقای خود در بدنه قدرت استفاده کردهاند و اجازه ندادند مانیفستهای ملی و مدرن جایگزین وفاداریهای قبیلهای و حزبی شود.
فقدان ملیگرایی فراگیر:
نبوذ یک ساختار ملی واقعی سبب شد تا دردهای یک بخش از جامعه، «دردِ ملی» تلقی نشود. زمانیکه فرخنده در کابل قربانی شد یا جنبش روشنایی در دهمزنگ به خاک و خون کشیده شد، همبستگیهای سراسری و پایدار شکل نگرفت؛ چرا که جامعه به «ما» و «آنها» تقسیم شده بود.
پیامد این بیتفاوتیها چه بود؟
سرانجامِ همین بیتفاوتیهای متقابل، قطبیشدن بیسابقه جامعه و گسست پیوند میان مردم و نظام سیاسی، چیزی جز سقوط جمهوریت نبود. جمهوریت نه صرفاً در میدانهای جنگ، بلکه در همین شکافهای عمیق اجتماعی و عدم شکلگیری «ملت» شکست خورد. زمانی که هیچ قومی خود را در آرمانها و مصائب قوم دیگر شریک ندانست، پایه و ستونهای ملتسازی فرو ریخت و راه برای بازگشت دوباره استبداد هموار شد. دهمزنگ آیینه تمامنمای جامعهای بود که قومیساختنِ عدالت، فرصتِ ملیشدنِ آن را برای همیشه سوزاند.
مطالب مرتبط
نظرها
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.




