مهندسی زبانی و حذف واژههای فارسی؛ افزایش محدودیتها بر دانشگاههای خصوصی

کابل – نهادهای تحصیلی و اکادمیک در افغانستان که پیش از این با بحرانهای عمیق ساختاری، فقر اقتصادی و محرومیتهای گسترده دستوپنجه نرم میکردند، اکنون با موج جدیدی از فشارهای ایدیولوژیک و زبانی روبهرو شدهاند. بر اساس گزارشهای تایید شده از سوی منابع رسانهای داخلی، وزارت تحصیلات عالی دستور تازه و الزامآوری را به موسسات تحصیلات عالی و دانشگاههای خصوصی کشور ابلاغ کرده است. در این مکتوب هدایت داده شده است تا هرگونه واژگان فارسی از جمله «دانشگاه» و «دانشکده» را از صفحات اجتماعی، وبسایتها و سیستمهای اطلاعرسانی خود حذف و اصطلاحات مورد نظر این گروه را جایگزین کنند.
بررسی عمیق این تصمیم از دیدگاه جامعهشناسی سیاسی زبانی نشان میدهد که این اقدام صرفاً یک اصلاح اداری یا یکدستسازی اصطلاحات نیست، بلکه بخشی از یک سیاست کلان و هدفمند برای حاشیهنشین کردن زبان فارسی دری و تغییر هویت فرهنگی جامعهی تحصیلی افغانستان است.
۱. سانسور در فضای مجازی؛ یکدستسازی اجباری صفحات دانشگاهها
گزارشهای میدانی رسانههای داخلی نشان میدهند که این دستور با تهدید و فشار جدی بر مدیریت دانشگاههای خصوصی همراه بوده است. مسئولان شماری از این دانشگاهها در کابل و سایر ولایات، از ترس جریمههای سنگین نقدی، تعلیق جواز فعالیت یا بستن شدن موسساتشان، در روزهای گذشته مجبور شدند نام بخشهای تعلیمی خود را در شبکههای اجتماعی مانند فیسبوک، تلگرام و انستاگرام از «دانشکده» به «پوهنځی» تغییر دهند. این مداخلهی صریح در مدیریت رسانههای دیجیتال نهادهای خصوصی، نشاندهندهی افزایش کنترول توتالیتر بر تمام لایههای فضای عمومی و مجازی است.
در پنج سال گذشته، سیاست حذف سیستماتیک واژههایی چون «دانشجو»، «دانشکده» و «دانشگاه» از تمام نهادهای دولتی با قاطعیت اجرا شده بود. لوحههای گوناگون دانشگاههای بزرگ کشور از جمله دانشگاه بلخ، هرات و کابل که به زبان فارسی نگارش یافته بودند، به صورت اجباری پایین آورده شدند. اکنون با تسری این روند به بخش خصوصی و فضای مجازی، حاکمیت تلاش دارد تا آخرین سنگرهای باقیماندهی نگارش مروج فارسی دری را در محیطهای اکادمیک و فضاهای دیجیتال از بین ببرد.
۲. زبان به عنوان ابزار قدرت و ایجاد تقابلهای قومی
در تحلیلهای سیاسی، زبان هیچگاه یک ابزار بیطرف برای افهام و تفهیم نیست، بلکه بازتابدهندهی ساختار قدرت و ترجیحات سیاسی حاکمان است. در افغانستان، همزیستی مسالمتآمیز میان زبانهای فارسی (دری) و پشتو همواره وجود داشته و هر دو زبان مایه غنای فرهنگی کشور بودهاند، اما حکومتهای ایدیولوژیک تلاش کردهاند تا از تنوع زبانی به عنوان ابزاری برای برتریجویی قومی استفاده کنند.
حاکمیت کنونی با ادعای اینکه واژههایی مانند «دانشگاه» اصطلاحات بیرونی و مربوط به زبان فارسی رایج در ایران هستند، کارکرد آنها را ممنوع کرده است؛ در حالی که این واژهها ریشه در تاریخ مشترک ادبی و کهن این حوزه دارند. هدف اساسی از این کار، قطع ارتباط فرهنگی و فکری نسل جوان با میراث گرانبهای ادبیات فارسی و ایجاد یک هویت تکقومی و یکدست در کشوری است که ساختار اجتماعی آن از اقوام و زبانهای گوناگون شکل گرفته است.
۳. واکنش تند شهروندان و کنایه به هشدارهای جهانی یونسکو
این اقدام اخیر با واکنشهای بسیار گسترده و تند شهروندان، نویسندگان، استادان دانشگاه و فعالان فرهنگی در داخل و خارج از کشور روبهرو شده است. بسیاری از کاربران در فضای مجازی این تصمیم را «فاشیسم زبانی» و تلاش برای «حذف هویت فرهنگی» خوانده و بر حفظ واژههای اصیل مادری خود تأکید کردهاند. از نظر آنان، پاسداری از واژهها، دفاع از موجودیت تاریخی و فرهنگیشان در برابر همگونسازی اجباری است.
این بحران داخلی در زمانی رخ میدهد که سازمان علمی، فرهنگی و تربیتی ملل متحد (یونسکو) در گزارشهای خود نسبت به نابودی تنوع زبانی در جهان هشدار داده است. یونسکو اعلام کرده است که سیاستهای یکدستسازی اجباری توسط حکومتهای توتالیتر، بسیاری از زبانها و گویشهای محلی را در معرض خطر نابودی یا انزوا قرار داده است. اگرچه زبان فارسی دری با داشتن میلیونها گوینده در افغانستان نابود نخواهد شد، اما اینگونه فرامانهای حذفی، جایگاه علمی، اداری و اکادمیک آن را در سطح تحصیلات عالی به شدت تضعیف میکند.
۴. تناقض میان ادعای اصلاحات و فروپاشی نظام دانشگاهی
یکی از بزرگترین پارادوکسهای وضعیت کنونی این است که تمام انرژی و تمرکز وزارت تحصیلات عالی بر روی تغییر واژهها و تفتیش عقاید زبانی معطوف شده، در حالی که اصل ساختار دانشگاهی کشور در حال فروپاشی است. دانشگاههای خصوصی که با ممنوعیت تحصیل دختران، نیمی از درآمد و محصلین خود را از دست دادهاند، با بحران شدید مالی دستوپنجه نرم میکنند.
از سوی دیگر، فرار گستردهی استادان باسابقه و باکیفیت به خارج از کشور، سطح علمی موسسات را به شدت کاهش داده است.
رویکرد انتقادی آکادمیک به ما نشان میدهد که چگونه نگاه ایدیولوژیک، اولویتها را جابجا میکند؛ در کشوری که دانشگاههایش از کمبود شدید مواد درسی، نبود بودجهی پژوهشی و انزوای بینالمللی رنج میبرند، اصلیترین دغدغهی حاکمیت، حذف فیزیکی کلمات از صفحات اجتماعی است. این امر ثابت میکند که دانشگاه برای رژیم حاکم، نه یک مرکز تولید علم و تخصص، بلکه مکانی برای کنترول اجتماعی و تزریق تفکرات ایدیولوژیک است.
نتیجهگیری
دستور جدید برای حذف واژههای «دانشگاه» و «دانشکده» از صفحات دانشگاههای خصوصی، تداوم همان سیاست مرکزگرا و حذفی است که در سالهای گذشته جریان داشته است. این جنگ واژهها، فراتر از یک بحث ادبی، ضربهای مستقیم به تنوع فرهنگی افغانستان است. با این حال، مقاومت مدنی شهروندان و اصرار بر کاربرد این کلمات نشان میدهد که زبان فارسی دری همچنان به عنوان نمادی از ایستادگی در برابر یکدستسازی اجباری باقی خواهد ماند.
مطالب مرتبط
نظرها
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.




