پخش زنده۱۴۰۵ سرطان ۲۳, سه‌شنبه
Hamdamهمدمنیوز

تشدید تنش نظامی در تنگه هرمز؛ هزینه‌های راهبردی و نابرابری خسارات میان واشنگتن و تهران

تحریریهٔ همدمبه قلم تحریریهٔ همدم·خبرنگار همدم·۲۲ سرطان ۱۴۰۵·3 دقیقه مطالعه
Escalade dans le detroit d'Ormuz
Escalade dans le detroit d'Ormuz

پاریس / تهران / واشنگتن – تنگه هرمز که شاهرگ حیاتی اقتصاد جهانی به شمار می‌رود و یک‌سوم نفت خام جهان از آن عبور می‌کند، بار دیگر به میدان رویارویی نظامی مستقیم میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا تبدیل شده است. حملات اخیر به کشتی‌های تجاری و در پی آن، پاسخ هوایی گسترده فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام)، نشان‌دهنده آسیب‌پذیری شدید شبکه‌های تأمین انرژی در جهان است. با این حال، این مرحله جدید از تشدید تنش‌ها تنها یک قدرت‌نمایی ساده نیست؛ بلکه مرزهای اقتصادی و ژئوپلیتیک منطقه را دوباره تعریف کرده و هزینه‌های راهبردی سنگین و خسارات متقابلی را بر هر دو رقیب تحمیل می‌کند.

اقدامات ایران و هزینه محاصره؛ قمار بر سر انسداد

در بخش عملیاتی، نیروهای ایرانی — که از سوی واشنگتن و فعالان حوزه دریانوردی به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نسبت داده شده‌اند — دست‌کم سه کشتی تجاری از جمله یک نفتکش عربستان سعودی و یک کشتی حامل گاز مایع قطر را هدف قرار دادند. در ادبیات راهبردی تهران، هدف از این تهاجم، تحمیل هزینه ناامنی به جهان برای مقابله با فشارهای بیرونی بود. اما عملی شدن این راهبرد، خسارات ساختاری بزرگی را برای ایران به همراه داشت.

از یک سو، خسارت نظامی آنی بود؛ حملات تلافی‌جویانه سنتکام طی ۴۸ ساعت بیش از ۱۷۰ هدف نظامی را منهدم کرد و سیستم‌های دفاع هوایی، تأسیسات راداری و بخشی از قایق‌های تندرو را که در جنگ‌های نامتقارن استفاده می‌شدند، از کار انداخت. از سوی دیگر، پیامد اقتصادی آن کمرشکن است. واشنگتن با لغو فوری معافیت‌های موقت صادرات نفت — که در جریان توافق دوطرفه ماه جون گذشته به دست آمده بود — چشم‌انداز گشایش مالی تهران را نابود کرد. بازگشت به محاصره شدید دریایی، دولت ایران را از درآمدهای حیاتی نفت محروم کرده، به تورم داخلی دامن می‌زند و توان چانه‌زنی آن را کاهش می‌دهد.

پاسخ آمریکا و آسیب‌پذیری‌های آن؛ مرزهای قدرت بازدارندگی

در مقابل، واشنگتن با دکتورین فشار حداکثری، ترکیبی از نابودی نظامی و خفقان مالی را به کار گرفت. اگرچه این واکنش توانایی جابجایی سریع نیروهای آمریکایی را نشان می‌دهد، اما همزمان محدودیت‌های قدرت آمریکا در برابر تهدیدات ترکیبی را نیز آشکار می‌سازد. خسارات وارد شده به ایالات متحده و متحدانش بیشتر از آنکه مادی باشد، ساختاری و سیستماتیک است.

نخست، توقف موقت رفت‌وآمد کشتی‌ها باعث افزایش آنی نرخ بیمه ترانسپورت بین‌المللی می‌شود که به طور مستقیم به اقتصاد جهانی و شرکای آسیایی و اروپایی واشنگتن آسیب می‌زند. دوم، درگیر شدن بیشتر سنتکام در عملیات‌های بزرگ، دولت آمریکا را مجبور می‌کند تا منابع نظامی و بودجه‌ای عظیمی را دوباره به خاورمیانه اختصاص دهد. این تغییر مسیر اجباری با هدف راهبردی درازمدت واشنگتن که تلاش دارد تمرکز خود را روی دیگر مناطق کلیدی جهان بگذارد، در تضاد است. در نهایت، خطر غرق شدن در یک جنگ فرسایشی و نامتقارن همچنان پابرجا است، زیرا نابودی زیرساخت‌ها توانایی نیروهای محلی را برای ایجاد مزاحمت‌های بعدی به طور کامل از بین نمی‌برد.

نتیجه‌گیری: توازن وحشتِ ناپایدار از نظر اقتصادی

در پایان، این بحران نشان‌دهنده یک وضعیت بن‌بست و مخرب است که هیچ‌یک از دو طرف برنده واقعی آن نیستند. ایران با خسارات مادی و مالی مستقیمی روبرو است که ثبات ساختاری‌اش را تهدید می‌کند، در حالی که ایالات متحده خود را در دام مدیریت دائمی بحران یافته و باید هزینه امنیت یک حوزه دریایی جهانی و به شدت متزلزل را بپردازد. رویارویی کنونی در تنگه هرمز ثابت می‌کند که نیروی نظامی، چه آفندی باشد و چه بازدارنده، تنها بن‌بست سیاسی میان دو رقیب را عمیق‌تر می‌سازد.

مطالب مرتبط